خرید بک لینک
دلم میخواست چیزی دربارهxad ی کامبکxadهای موفق آدم در زندگی بنویسم ولی کلا در همه زمینه ها فکر می کنم آدمها حوصله شنیدن و خواندن ندارند و خب انگار ضرورتی در گفتن هم نمیxadبینم .شاید هم از بس فاصله ی بین ایده و عمل کم شده فرصت نمی شود از ایده پیش از عمل حرف زد و هر دو همزمان در حال تغییر و تکوین اند؛ اینطوری ست که آدم نمی تواند بگوید چطور است حالش زیر بارهای مکرر خودش روی دوش خودش. گفتم چیزکی بنویسم حمل بر بی وفایی نشود. ( چه عیبی داشت بشود؟!)

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 18:59

میxadفهمم. ما وبلاگنویس جماعت به خواندن هم زنده ایم. به همان انگشت شمارهایی که یکی یکی شان را از کامنتها و لینک ها و وبلاگهای به روز شده پیدا کردهxad ایم .این اواخر به سرعت عصبانی میشوم . چند تا عصبانیت شدید هم داشتم این روزها . یکیش که آنقدر سر طرف داد زدم که بعدش صدایم گرفت . بله صدایم گرفت من ِ خوش خنده، من کمدین ، من دلقک . تقصیر کسی نیست اگر هم باشد تقصیر جبر است در بخش جغرافیایی اش. امروز در آخرین تحلیلم همین یک ساعت پیش به یکی گفتم فکر کنم از این عصبانیxadام که به خودم حق میxadدهم که عصبانی باشم . به طرز عجیبی همه چیز بیxadفایده xadست و به طرز مضحکی همه چیز جدیxad ست . دندانهایمان کشیده شده و چنگالهایمان را از ته زده اند و در کونمان را هم حسابی گیریس مالیده اند . موجودات ناهمکار و ناهمسازی شدهxad ایم چه فرق می کند با کدام انگل یا کدام تروما . گاهی خیز برمیxad دارم برای یک مصاحبت تازهxad اما بوی تکرارش از یک قدمیxad ها و چند قدمی برم می گرداند . دلیل زندگمان که دیگر حسابی مضحک است . ناچاری. ناچاریم زندگی کنیم و ناچاریم کنار بیاییم. حتی ناچاری هایمان هم کمی نمک و طعم ندارد. طبیعیست که تنمالی کردن در این وضعیت حداقل با کاهش فشار هورمون کمی به اعتدال وضعیت کمک بکند تازه اگر آن هم تنها مالیدن هم را دریغ نکنند.کِی ما انقدر بیxadکیفیت شدیم ؟

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 18:59

صفحه بندی